آرمينيوس وامبرى ( مترجم : فتحعلى خواجه نوريان )
67
سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى )
شروع به وزيدن كرد و موقع آن شد كه بادبانها را باز كرده سر كشتى را رو به گمشتپه كه از ما بيش از سه فرسخ « 1 » فاصله نداشت ، برگردانيم اما يعقوب چشم خود را از يك نقطهء سفيدى كه در مسافت دور در حركت بود ، برنميداشت و بخاطر همين لكه تمام كاركنان كشتى شورا تشكيل دادند و آنقدر صبر كردند تا آن لكهء سفيد به كلى از افق ناپديد شد آنوقت بادبان بزرگ را باز كردند و به سرعت تير بهسمت مشرق پرواز كرديم . تقريبا در نيم فرسخى آشوراده از نزديك چند ميلهء دريائى كه از ميخهاى چوبى بزرگى ساخته شده و برنگهاى مختلف اندود گرديده بود عبور كرديم . يعقوب اصرار داشت كه اين ميخها را انگليس « 2 » ها براى تعيين حدود آبهاى روس و سواحل تركمن كوبيدهاند زيرا تركمنها در وقت ضرورت در مقابل تجاوز بحريهء مسكو تحت حمايت انگليس قرار ميگيرند . من هنوز نتوانستم دريابم كه چگونه درك سياست به اين عميقى را به اين فرزندان صحرا تلقين كردهاند . بعلاوه حل و فصل موضوع اين ميلهها به من مربوط نيست تا چه رسد باينكه راجع به علاقهء « 3 » معنوى انگليسها نسبت به تركمنها تحقيق كنم . يك ساعت نگذشته بود كه سواحل تركستان در نظر ما نمايان شد . اين سواحل هم سطح آب بوده فقط در بعضى نقاط بلندى مختصرى دارد . بدنبال قايقى كه در جلوى ما ميرفت حركت ميكرديم و
--> ( 1 ) - Lieue كه مقياس قديم فرانسه براى مسافات بوده است . ( 2 ) - در متن Inghiliz آمده . ( 3 ) - اين علاقه به نظر ما اسرارآميز و مبهم ميآيد ولى براى اطمينان از اينكه انگليسها از نزديك مراقب ترقيات روسها در درياى خزر هستند كافى است يادداشت هاى سياسى ( مسترا . ه . استويك Mr . E . H . Eastwick ) كاردار اعليحضرت امپراطور بريتانيا در دربار تهران را كه در سال 1864 منتشر شده خوانده باشيم . بىفايده نيست فصول يادداشتهاى اين مرد سياسى انگليسى را كه از مسافرتهاى خود در كرانههاى درياى خزر بحث مىكند با سفرنامهء مسيو وامبرى مقابله كنند . به يادداشتهاى سياسى مربوط به سه سال توقف در ايران به فصل اول و دنبالهء آن جلد اول مراجعه شود . ( يادداشت مترجم )